تقدیم به مهربان فرشتگانی که:
لحظات ناب باور بودن، لذت و غرور دانستن، جسارت خواستن، عظمت رسیدن و تمام تجربه های یکتا و زیبای زندگیم، مدیون حضور سبز آنهاست.
تقدیم با بوسه بر دستان پدرم:
پدرم به استواری کوه
به او که نمی دانم از بزرگی اش بگویم یا مردانگی، سخاوت، سکوت، مهربانی و …
پدرم راه تمام زندگیست
پدرم دلخوشی همیشگیست
تقدیم به مادر عزیزتر از جانم:
مادرم به زلالی چشمه
مادرم، هستی من ز هستی توست، تا هستم و هستی دارمت دوست
غمگسار جاودانی مادر است
چشم سار مهربانی مادر است
تقدیم به :
همسرم به صمیمیت باران
که وجودش شادی بخش و صفایش مایه آرامش من است.
تقدیم به :
خواهر نازنینم و برادران عزیزم، همراهان همیشگی و پشتوانه های زندگیم.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده 1
فصل اول: کلیات تحقیق
1-1 مقدمه2
2-1 بیان مسئله3
3-1 اهمیت و ضرورت پژوهش5
4-1 اهداف پژوهش6
5-1 پرسش های پژوهش7
6-1 فرضیه های پژوهش7
7-1 روش شناسی پژوهش8
8-1 قلمرو پژوهش8
9-1 تعریف عملیاتی متغیرهای پژوهش9
10-1 ساختار پژوهش11
فصل دوم: مروری بر ادبیات تحقیق و پیشینه تحقیق
2-1 مقدمه13
2-2 مفهوم کارآفرینی15
3-2 نوع‏شناسی کارآفرینی25
4-2 ایجاد سرمایه؛ حاصل کارآفرینی سازمانی34
5-2 ضرورت کارآفرینی در سازمان37
6-2 سیر تطور کارآفرینی در سازمان38
7-2 مفهوم کارآفرینی سازمانی43
8-2 فرآیند کارآفرینی سازمانی45
9-2 موانع کارآفرینی سازمانی47
10-2 دیدگاهها و رویکردهای کارآفرینی50

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-10-2 کارآفرینی از دیدگاه اقتصاددانان50
2-10-2 کارآفرینی از دیدگاه محققین علوم رفتاری61
3-10-2 کارآفرینی از دیدگاه دانشمندان مدیریت66
11-2 انواع مدلهای کارآفرینی76
12-2 مروری بر تحقیقات پیشین98
13-2 چارچوب نظری و مدل مفهومی تحقیق106
14-2 معرفی گروه صنعتی زرماکارون112
فصل سوم: روش اجرای تحقیق
1-3 مقدمه116
2-3 روش تحقیق116
3-3 جامعه آماری، حجم نمونه و روش نمونهگیری116
4-3 ابزار تحقیق و روش جمع‌آوری داده‌ها118
5-3 روایی118
6-3 پایایی119
7-3 روش تجزیه و تحلیل داده‌ها120
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل دادهها(یافتهها)
1-4 مقدمه124
2-4 بخش اول: نتایج توصیفی125
3-4 بخش دوم: نتایج استنباطی133

فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادات
1-5 مقدمه168
2-5 مروری بر فصول پژوهش 169
3-5 نتیجه گیری پژوهش170
4-5 محدودیتهای تحقیق170
5-5 پیشنهادها171
6-5 پیشنهاد به پژوهشگران آتی174
فهرست منابع176
فهرست جدولها
عنوانصفحه جدول(1-1). توصیف متغیرهای اصلی به تفکیک ابعاد متغیرها، شاخصها، پرسشها/گویه ها 10جدول 1-3: ضرایب آلفا کرونباخ برای پرسشنامه عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی 119جدول 2-3: ضرایب آلفا کرونباخ برای پرسشنامه توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی
120جدول (1-4). توزیع فراوانی پاسخدهندگان برحسب جنسیت125جدول (2-4). توزیع فراوانی پاسخدهندگان برحسب گروه سنی
126جدول (3-4). توزیع فراوانی پاسخدهندگان برحسب میزان تحصیلات127جدول (4-4). توزیع فراوانی پاسخدهندگان برحسب سابقه کار128جدول (5-4). شاخصهای مرکزی، پراکندگی و توزیع متغیر عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی129جدول (6-4). شاخصهای مرکزی، پراکندگی و توزیع متغیر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی131جدول (7- 4). آزمون KMO و بارتلت 134جدول (8- 4). آزمون KMO و بارتلت 135جد جدول 9-4. ماتریس همبستگی عاملها بعد از چرخش136جد جدول 10-4. ماتریس همبستگی عاملها بعد از چرخش138جدول(11-4). نتایج آزمون کلموگروف- اسمیرنوف 141جدول(12-4). نتایج آزمون کلموگروف- اسمیرنوف 142جدول (13-4). نحوه داوری میزان عددی ضریب همبستگی
144جدول (14-4). خروجی ضریب همبستگی بین خطرپذیری و توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی 145جدول (15-4). خروجی ضریب همبستگی بین توفیقطلبی و توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی146جدول (16-4). خروجی ضریب همبستگی بین ایدهپردازی و توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی146جدول (17-4). خروجی ضریب همبستگی بین عملگرایی و توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی 147جدو جدول (18- 4). شاخصهای برازش تحلیل عاملی تأییدی مرتبهدوم متغیر عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی 152جدول (19- 4). نتایج حاصل از تحلیل عاملی مرتبه دوم 153جدول (20- 4). شاخصهای برازش تحلیل عاملی تأییدی مرتبهدوم متغیر توسعه فرهنگ کارآفرینی159جدول (21- 4). نتایج حاصل از تحلیل عاملی مرتبه دوم 160
فهرست شکلها و نمودارها
عنوانصفحهشکل(9-2): مدل مفهومی پژوهش11نمودار (1-4). درصد فراوانی پاسخدهندگان برحسب جنسیت125نمودار (2-4). درصد فراوانی پاسخدهندگان برحسب رده سنی126نمودار (3-4). درصد فراوانی پاسخدهندگان برحسب میزان تحصیلات127نمودار (4-4). توزیع فراوانی پاسخدهندگان برحسب سابقه کار128نمودار (5-4). اعداد معنیداری تحلیل عاملی مرتبه اول متغیر عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی150 نمودار (6-4). اعداد معنیداری تحلیل عاملی مرتبه دوم متغیر عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی151نمودار (7-4). ضرایب تخمین استاندارد تحلیل عاملی مرتبه دوم متغیر عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی152نمودار(8-4). اعداد معنیداری تحلیل عاملی مرتبه اول متغیر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی 156نمودار (9-4). اعداد معنیداری تحلیل عاملی مرتبه دوم متغیر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی 158نمودار (10-4). ضرایب تخمین استاندارد تحلیل عاملی مرتبه دوم متغیر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی 159
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی در گروه صنعتی زرماکارون است. به این منظور، تمامی کارکنان دارای حداقل مدرک لیسانس گروه صنعتی زرماکارون برابر با 1300 به عنوان جامعه آماری لحاظ و مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. با استفاده از فرمول کوکران و جدول مورگان، تعداد 300 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شده است. به لحاظ روش‌شناسی، پژوهش از نوع پیمایشی- کاربردی بوده و مبتنی ‌بر روش‌های توصیفی- همبستگی و همچنین اکتشافی است. داده‌های موردنیاز، از طریق پرسشنامه محققساخته و بر اساس شاخص ها و مدل مفهومی، جمع‌آوری گردید. در بومیسازی این مقیاسها، ادبیات مفهومی ملحوظ شده و سؤالات و عوامل استخراج، تنظیم، اعتباریابی، تثبیت و توزیع گردید. اعتبار محتوای عوامل احصاءشده با نظر خبرگان و اعتبار سازه نیز با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی و شاخص KMO تأیید گردید. پایایی سنجه نیز به روش آلفای کرونباخ محاسبه و تأیید شد. یافته‌های کمی پژوهش در نرم‌افزارهای آماری علوم اجتماعی و روابط ساختاری خطی1، تأییدکننده فرضیهها و الگوی پیشنهادی پژوهش بودند، به این معنی که رابطه تمامی ابعاد و اثربخشی عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی مورد تأیید بوده، لذا عوامل احصاءشده تبیینکنندههای مناسبی از توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی بودهاند و در نتیجه روابط مفروض در مدل نیز به طور معنیداری مورد تأیید واقع شدهاند. سایر نتایج، حاکی از رتبه ابعاد و شاخصهای مطرح شده و نیز برازش و درجه تقریب مناسب مدل در جامعه مورد مطالعه است.
واژگان‌کلیدی: کارآفرینی، کارآفرینی سازمانی، فرهنگ کارآفرینی سازمانی، توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی.
1-1 مقدمه

در دنیای در حال تحول امروز، کامیابی از آن جوامع وسازمانهایی است که بین منابع کمیاب و قابلیتهای مدیریتی و کارآفرینی منابع انسانی خود، رابطه معنیداری برقرار سازند. به عبارتی دیگر، جامعه و سازمانی می‌تواند در مسیر توسعه، حرکت رو به جلو و با شتابی داشته باشد که با ایجاد بسترهای لازم، منابع انسانی خود را به دانش و مهارتِ کارآفرینی مولد، تجهیز کند تا آنها با استفاده از این توانمندی ارزشمند، سایر منابع جامعه و سازمان را به سوی ایجاد ارزش و حصول رشد و توسعه، مدیریت و هدایت کنند. در حال حاضر سیر تحولات جهانی، کارآفرینان را در خط مقدم توسعه فنآوری و توسعه اقتصادی قرار داده است (احمدپور و مقیمی، 1385: 28).
امروزه که کار و فعالیت، شکل تازه ای به خود گرفته است و به سوی خودکارفرمایی و خوداشتغالی در حرکت است؛ کارآفرینی و کارآفرینان، نقش کلیدی در روند توسعه و پیشرفت اقتصادی جوامع مختلف ایفا می‌کنند. تجارب کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، مالزی و هند؛ آکنده از فعالیتهای چشمگیر کارآفرینانی بوده است که امروز به توسعه یافتگی کشور خود می بالند. باید توجه داشت که کارآفرینان تنها به ایجاد فرصتهای شغلی جدید نمی پردازند بلکه با ساختار، تفکر، تحرک و فرهنگ لازم، دست به تخریب خلاق می زنند تا از دل ویرانههای کهن، بنای رفیع آبادانی و پیشرفت را برافرازند.
با توجه به نقش و اهمیت کارآفرینی و سابقه درخشان کارآفرینان در توسعه بسیاری از کشورها و با توجه به مشکلات اقتصادی زیادی که کشور ما با آن مواجه بوده و دست یاری از هر سویی میطلبد؛ ترویج و اشاعه مفهوم کارآفرینی، بسترسازی برای فرهنگ حامی کارآفرینی و مهمتر از همه تربیت افراد (به ویژه تحصیلکردگان) کارآفرین سازمانی برای تمامی جوامع بــه خصوص برای جوامع در حال توسعهای مانند ایران از اهمیت و ضرورت حیاتی برخوردار است. تجربه موفقیت‌آمیز اغلب کشورهای پیشرفته و نیز برخی از کشورهای در حال توسعه در عبور از بحرانهای اقتصادی به واسطه توسعه کارآفرینی در آن کشورها، موجب گردیده تا سایر کشورها نیز برای کارآفرینی، کارآفرینان و شکلگیری کسب و کارهای نوآورانه، اهمیت خاصی قائل گردند(اسکندانی، 1379: 36).
2-1 بیان مسئله
کارآفرینی، مفهومی است که همراه با خلقت بشر وجود داشته است. کارآفرینی، کانون و مرکز ثقل کار و تلاش و پیشرفت در عصر مدرنیته تلقی می‌شود. ما بدون توجه کافی به مقوله “توسعه فرهنگ کارآفرینی” نمی‌توانیم به شاخص‌های رشد و توسعه که از طریق تغییر در روند تولید،‌ بهره‌وری و توانافزایی فنی و صنعتی در عرصه اقتصاد حاصل می‌شود، دست یابیم. در گذر از مرحله سنتی به صنعتی باید به توانمندیها و قابلیت‌های فردی کارآفرینان در بهره‌گیری از منابع طبیعی و بکارگیری تکنولوژی مدرن اهتمام ویژه‌ای قائل شویم. زیرا، آنها با بکارگیری روش‌های جدید در بازار، خود را برای استفاده بهینه از ابزار و دستیابی به کیفیت مطلوب کالا و خدمات آماده می‌سازند(مقیمی، 1383: 7).
کارآفرینی، فرآیندی اکتسابی است و خانواده در شکل‌گیری این فرآیند نقش اساسی را ایفاء می‌کند. زیرا، خانواده می‌‌تواند عنصر پویایی و تحرک را به ژرفای وجود افراد تحت نفوذ و وابسته به خود تزریق کند به شکلی که “فرد” و “جامعه” در محیطی هماهنگ به تعامل بپردازند و قالب‌های اجتماعی نوآورانه شکل گیرد. در عین حال شرایط محیطی و نوع جامعه ای که فرد در آن رشد و نمو می یابد، نیز در شکلگیری و ایجاد عادات و رفتارهای مختلف در فرد به میزان زیادی تأثیرگذار میباشد(جدی، 1380: 22).
در مجموع شناسایی ویژگیهای منحصر به فرد کارآفرینان و نیز عوامل و فاکتورهای موثر بر فرهنگ کارآفرینی در جامعه و حتی در سازمان شغلی یک فرد میتواند، در دنیای امروزین به عنوان کلید و عنصر رشد و توسعه از ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی؛ محسوب شود. به گونهای که عنصر کارآفرینی به عنوان موتور حرکت تولید و توسعه اقتصادی و از سویی پرورش دهنده و تقویت کننده روحیه سرمایهگذاری در نیروی انسانی تلقی گردد. با توجه به نقش کارآفرینی در توسعه همه جانبه در کشورهای صنعتی و پیشرفته، کشورهای در حال توسعه نیز در پی ایجاد موج گسترده و جدیدی از سازمانهای کارآفرین میباشند. برای رسیدن به این مهم میبایستی نقش و اهمیت فرهنگ کارآفرینی و عوامل رشد و توسعه دهنده و یا موانع آن در سازمانها مشخص و معرفی شوند(Brockhaus,2002:36).
بر این اساس لازم است که بررسی شود عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی در گروه صنعتی زرماکارون، کدامند و درجه اهمیت هر یک از آنها به چه میزان است؟ در نهایت اینکه میزان تأثیر هر یک از این عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی به چه میزان است؟
3-1 اهمیت و ضرورت پژوهش
سازمانها امروزه دیگر نمیتوانند با تغییر روشها ساختار و شیوه مدیریتی سنتی تغیرات بنیادی به وجود آورند لذا مدیران و کارکنان باید بتوانند نگرش خود را در مدلهای ذهنی جدید دگرگون سازند. از سویی وجود مشکلاتی چون بیکاری که خود پدیدآورنده معضلات زیادی در جامعه است، موجب شده تا به مسئله کارآفرینی و مدیران کارآفرین توجه زیادی شود و عواملی که موجب توسعه کارآفرینی میشوند مورد توجه قرار گیرد. سازمانها امروزه نمیتوانند با تعداد اندکی افراد خلاق و کارآفرین و اجرای چند طرح کارآفرینانه بر رقبای کوچک چابک و نوآور خود فائق آیند؛ آنها باید شرایطی را فراهم کنند تا همهی کارکنان روحیه کارآفرینی پیدا کرده و بتوانند به راحتی بطور گروهی یا فردی فعالیتهای کارآفرینانهی خود را اجرا کنند(Cornwall & Perlman,2000:42).
بنابراین با توجه به نقش کارآفرینی در توسعه همه جانبه در کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه نیز در پی ایجاد موج گسترده و جدیدی از سازمانهای کارآفرین میباشند. که برای رسیدن به این مهم می بایستی نقش و اهمیت فرهنگ کارآفرینی و عوامل رشد و توسعه دهنده و یا موانع آن در سازمانها مشخص و معرفی شوند. به عبارتی دیگر کارآفرینی به عنوان یک الزام و رویکرد نوین و تدبیر جدید اقتصادی در پاسخ به واقعیتها و شرایط جدید محیطی، یکی از راهکارهای ارزشمند در رویارویی و تقابل با ناکارآمدی اقتصادی و جلوگیری از پدیدههای منفی اقتصادی مانند: بیکاری، محسوب میگردد(Cochran,2004:22).
پژوهش حاضر نیز با توجه به ضرورت ایجاد و بسط توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی در بین کارکنان شرکت زرماکارون؛ سعی بر آن دارد تا به بررسی عوامل موثر بر کارآفرینی از دیدگاه کارکنان بپردازد و از این رهگذر، نقش کارآفرینی را در گسترش فرهنگ و روحیه کاری آنها تبیین و در قالب چارچوبی جامع، مشخص و تبیین نماید.
بنابراین، اهمیت ویژه مطالعه حاضر، کاربردی بودن موضوع آن در شرکت زرماکارون، میباشد که به عنوان موضوعی قلمداد میگردد که از یک سو، دامنه شناخت ما را از فرهنگ کارآفرینی سازمانی و ادبیات مربوط به آن، گسترش داده و از سوی دیگر، موضوع از آنجا بدیع قلمداد گردیده است که مباحث دامنهدار و پیوستهای را با توجه به شناسایی عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی، به دنبال خواهد داشت.
4-1 اهداف پژوهش
1-4-1 هدف کلی
هدف کلی این پژوهش ” شناسایی عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی در گروه صنعتی زرماکارون” میباشد.
2-4-1 اهداف اختصاصی
با توجه به اهمیت نقش کارآفرینی سازمانی، این تحقیق بر آن است تا به اهداف فرعی یا اختصاصی ذیل دست یابد:
1- شناسایی الگوی عوامل مؤثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی در بین کارکنان شرکت زرماکارون؛
2- سنجش میزان اثرگذاری عوامل احصاءشده بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی در بین کارکنان شرکت زرماکارون؛
3- اولویتبندی عوامل مؤثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی در بین کارکنان شرکت زرماکارون؛
4- ارائه راهکارهایی به منظور توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی در بین کارکنان شرکت زرماکارون.
5-1 پرسش های پژوهش
1- عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی در بین کارکنان شرکت زرماکارون؛ کدامند؟
2- میزان اثرگذاری عوامل احصاءشده بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی در بین کارکنان شرکت زرماکارون؛ به چه میزان است؟
3- اولویتبندی عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی در بین کارکنان شرکت زرماکارون؛ به ترتیب اهمیت؛ چگونه است؟
6-1 فرضیه های پژوهش
1- بین خطرپذیری و توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد.
2- بین توفیقطلبی و توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد.
3- بین ایدهپردازی و توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد.
4- بین عملگرایی و توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد.
7-1 روششناسی پژوهش
پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت، غیرتجربی و از نظر هدف، کاربردی؛ از نظر نحوه گردآوری داده‌ها نیز به روش، پیمایشی و از نوع تحقیقات همبستگی است. جامعه آماری پژوهش تمامی کارکنان دارای حداقل مدرک لیسانس گروه صنعتی زرماکارون هستند که تعداد آنها برابر با 1300 نفر میباشند. با استفاده از فرمول کوکران و جدول مورگان، تعداد 300 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شده است. نحوه انتخاب افراد نیز به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای و نهایتاٌ تصادفی ساده میباشد. ابزار این پژوهش، پرسشنامه ساخته شده بر اساس مدل مفهومی و اهداف پژوهش بوده است. برای انجام تجزیه و تحلیل در بخش توصیفی از توزیع فراوانی متغیرها، میانگین و در بخش آمار استنباطی از آزمونهای آماری تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، آزمون ناپارامتری فریدمن و آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده می گردد.
8-1 قلمرو پژوهش
تحقیق حاضر به لحاظ قلمرو، در سه حیطه محتوایی، مکانی و زمانی انجام گرفته است. این قلمروها به شرح زیر میباشند:
الف- قلمرو محتوایی یا موضوعی: تحقیق حاضر به لحاظ محتوایی، به ” شناسایی عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی در گروه صنعتی زرماکارون” پرداخته است.
ب- قلمرو سازمانی: قلمرو مکانی تحقیق حاضر، شرکت زرماکارون می‌باشد.
ج- قلمرو زمانی: قلمرو زمانی این تحقیق، سال 1392 می‌باشد.
9-1 تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای پژوهش
– کارآفرینی: فرآینــدی است که منجر به ایجــاد رضایتمندی و یا تقاضای جدید میگردد. کارآفرینی عبارت اسـت از فرآینـد ایجـاد ارزش از راه تشکیل مجموعهُ منحصر به فردی از منابع به منظور بهرهگیری از فرصتها(احمدپورداریانی،1380: 6).
– کارآفرین: فردی که مسوُلیت اولیه وی جمعآوری منابع لازم برای شروع کسب و کار است و یا کسی که منابع لازم برای شروع و یا رشد کسب و کاری را بسیج مینماید و تمرکز او بر نوآوری و توسعه فرآیند، محصول یا خدمات جدید میباشد. به عبارت دیگر، کارآفرین فردی است که یک شرکت را ایجاد و اداره میکند و هدف اصلیاش سودآوری و رشد است. مشخصه اصلی یک کارآفرین، نوآوری میباشد(احمدپورداریانی،1380: 6).
– کارآفرینی سازمانی: فرآیندی است که در آن محصولات یا فرآیند های نوآوری شده از طریق القاء و ایجاد فرهنگ کارآفرینانه در یک سازمان از قبل تاُسیس شده، به ظهـور می رسند. به عبارتی دیگر: فعالیتهـای کارآفرینانـه فعالیت هایی است که از منابـع و حمـایت سازمانی به منظور دستیابی به نتایج نـوآورانه برخـوردار می باشد(مقیمی، 1383: 5).
جدول(1-1). توصیف متغیرهای اصلی به تفکیک ابعاد متغیرها، شاخص ها، پرسش ها / گویه ها
ابعاد متغیرهاشاخصهاپرسشها / گویههاعوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی
خطرپذیری
(ریسکپذیری)برای کسب وضعیت بهتر حاضرم ریسک کنم حتی اگر از وضع فعلی خود راضی باشم.گاهی اوقات حاضرم به خاطر سود بیشتر ریسک های بالاتری را بپذیرم.خطر کردن نمک زندگی است.وقتی حاضرم به ریسکهای بالاتری دست بزنم که ارزش آن را داشته باشد.نتایج مطلوبتر معمولاً مرا به این امر وا میدارد که در جهت آنها خطرات بیشتری را بپذیرم. توفیقطلبی
(نیاز به موفقیت)هرچه از زندگی بخواهم به دست می آورم زیرا در راه رسیدن به آن، سخت کار می کنم.از طریق سختکوشی، پافشاری و توانایی؛ می توانیم هر چیزی را در زندگی، تغییر دهیم.افراد معمولاً به آنچه استحقاقش را دارند، دست می یابند.به دست آوردن آنچه که می خواهم، کمتر به اقبال و شانس بستگی دارد.با تلاش بیشتر می توانم در وضعیت فعلی ام تغییر ایجاد کنم.ایدهپردازی
(ایدهسازی ذهنی)اغلب ایده های خوبی را مطرح می کنم، مخصوصاً وقتی که هیچ کاری انجام نمی دهم.در مراحل انجام هر کاری، دارای ایده های جدید هستم.برای انجام کارهایی که قبلاً توسط هیچ کس انجام نشده، اغلب به تخیل روی می آورم.از این که با دیگران در مورد ایدههای گوناگون بحث کنم، لذت می برم.از صرف وقت خود بر روی ایده های جدید لذت میبرم، حتی اگر این ایدهها مزایای عملی همراه نداشته باشد. عملگرایی
(نتیجهگرا بودن)
وقتی بخش مهمی از کارم را انجام میدهم، معمولاً با حصول نتیجه راضی می شوم.از خوب انجام دادن وظایف خود لذت می برم.افرادی را که در جامعه به موفقیت بالایی رسیده اند تحسین می کنم.خوب انجام دادن کار مهمتر از تلاش برای راضی کردن دیگران است. داشتن پشتکار برای موفقیت در کارها خیلی مهم است.توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی فرهنگ درک تغییر و کشف فرصتهای جدیدفرصت شناسی و فرصت جویی در کاردرک پذیرش تغییر و تحول در بین کارکنان یادگیری از اشتباهاتدرک تغییرات جدید و کشف فرصتهای مناسب خلاقانهفراگیری مستمر دانش و مهارتهای حرفهای و تخصصیفرهنگ خلاقیت و نوآوری
ارزش دادن به فعالیتهای خلاق و نوآوری توسط کارکنان میزان استقبال کارکنان از موقعیت‌های دشوارروحیه نوآوری و خلاقیت در کارکنانتشویق کارکنان به طرح سوالات در زمینه شیوههای انجام بهتر فعالیتهای اداری تشویق کارکنان به خلق ایدههای جدید و بکارگیری آنهافرهنگ تحریک و پرورش انگیزه‌ها حس و انگیزه ارزشمند بودن و مهم بودن در بین کارکناننظام تشویقی و تنبیهی مناسب و موثر دریافت حقوق و مزایایِ مناسب در ازای عملکرد شایستهوجود محرکهای مادی و حمایتهای مالی به منظور سهیم کردن کارکنان در منافع شرکت میزان اشتیاق و رغبت کارکنان به انجام مطلوب کارهافرهنگ استقلال‌طلبی و مسؤولیتپذیری تعهد و مسئولیتپذیری نسبت به تصمیمات اتخاذ شده در اولویت قرار داشتن مسائل سازمانی نسبت به مسائل شخصیاحساس تعلق به سازمان و شریک بودن در منافع آنوجود شخصیت مستقل کاری در بین کارکنان به بکارگیری افراد و نیروهای تهورطلب و جسور در فعالیتهای مختلف 10-1 ساختار پژوهش
پژوهش حاضر با عنوان شناسایی عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی در گروه صنعتی زرماکارون در پنج فصل انجام میشود. فصل اول به طرح پژوهش اختصاص یافته است که شامل بیان مسئله، اهمیت و ضرورت مسئله، اهداف و فرضیه یا پرسشهای تحقیق، قلمرو پژوهش، تعریف عملیاتی متغیرها و ساختار پژوهش میباشد. در فصل دوم، مباحث تئوریکی مرتبط با چارچوب نظری پژوهش و پیشینه تحقیق به همراه مدل پژوهش ارائه میگردد. فصل سوم نیز به روششناسی تحقیق اختصاص داشته و فصل چهارم بر اساس روش تحقیق و دادههای بدست آمده از پرسشنامه به تجزیه و تحلیل یافتههای تحقیق، میپردازد. نهایتاً اینکه فصل پنجم نیز، به خلاصهای از نتایج و یافتههای توصیفی، استنباطی تحقیق و پیشنهادها همراه با محدودیتها اختصاص مییابد.
11-1 مدل مفهومی پژوهش:
مدل مفهومی عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی سازمانی از دیدگاه پارسونز
(Thompson & ALVY, 2000)
1-2مقدمه
نخستین گام جهت شناخت و تبیین درست هر مفهوم یا پدیده، ارائه تعریف روشن از آن است. کارآفرینی همانند سایر واژه‏های مطرح در علوم انسانی هنگامی قابل تحلیل و تبیین می‏باشد که بتوان تعریف یا تعارف روشن و مشخصی از آن ارائه نمود. از آنجا که مفاهیم علوم انسانی در زمره مفاهیم قطعی علوم فیزیک و شیمی به شمار نمی‏رود، ارائه یک تعریف قطعی و مشخص برای واژه‏های آن، کاری دشوار و حتی غیرممکن است. در این میان، کارآفرینی نیز یکی از واژه‏هائی است که تعریف واحدی برای آن وجود ندارد و از ابتدای طرح آن در محافل علمی، تعاریف متفاوتی از دیدگاه‏های گوناگون برای آن ارائه شده است. هدف از این مبحث، بررسی تعاریف متعدد ارائه شده از طرف صاحبنظران است که هر کدام برحسب زمینه علمی و تجربی خود مطرح کرده‏اند. تنوع و گوناگونی برداشت‏ها از مفهوم کارآفرینی، از نکات جالب توجه در این مورد است که به نوبه خود مشکلاتی را به همراه داشته است. برخورد صاحبنظران با مقوله کارآفرینی همچون برخورد افراد نابینایی است که با موجودی مواجه می‏شوند و هرکدام متناسب با عضوی از حیوان که لمس می‏نمایند به توصیف آن می‏پردازند. از این رو درک کامل موضوع کارآفرینی نیازمند داشتن دیدگاه بین رشته‏ای است چرا که کارآفرینی برحسب ماهیت خود و برحسب توجه محققین رشته‏های مختلف از دیدگاه‏های اقتصادی، روانشناسی، جامعه‏شناسی و حتی تاریخی تعریف شده است.
بنابراین، با توجه به مطالب فوق چنین استنتاج می‏شود که ارائه تعریف کارآفرینی از اهمیت بالائی برخوردار است. یک تعریف از سوئی در معنای دقیق خود مجموعه‏ای از اصطلاحات و عبارات مترادف با واژه تعریف شده را ارائه می‏دهد (تعریف لفظی)، و از سوی دیگر شرایطی را به وجود می‏آورد که برای کاربردی کردن واژه‏، هم لازم است و هم کافی (تعریف عملیاتی). ارائه این تعاریف در دو بعد لفظی و عملیاتی به توسعه پارادایم‏ها که در معنای دقیق خود قابل تعریف نیستند، می‏انجامد و زمینه برخورد با واقعیت‏ها را هموارتر می‏نماید. به طور کلی، در تعاریفی که از کارآفرینی ارائه خواهد گردید، تفاوت‏های مغایر و متناقضی به چشم می‏خورد. اما بر این نکته اتفاق نظر هست که اصطلاح کارآفرینی دست کم بخشی از کارکرد تصمیم‏گیری را در جهت هدایت عملیاتی سازمان دربرمی‏گیرد. وجود تفاوت‏ها در تعریف کارآفرینی از سویی نشان دهنده گستردگی و اهمیت موضوع است که می‏تواند از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد و از سوی دیگر نشان دهنده پویائی موضوع است که زمینه ارائه مدل‏ها، تئوری‏ها و نظرات متفاوتی را فراهم می‏آورد.
در این فصل، ابتدا تعاریف واژه کارآفرینی ارائه می‏شود و سپس تعاریف ارائه شده مورد تحلیل قرار می‏گیرد. به طور کلی، در راستای ارائه تصویری روشن از تعاریف گوناگون باید توجه شود که هر محققی با توجه به زمینه تخصصی خود به این موضوع نگاه کرده است. برای روشن شدن مطالب لازم است اشاره شود که اقتصاددانان بیشتر نقش‏های کارکردی کارآفرین را مورد مطالعه قرار داده و جامعه‏شناسان و روانشناسان نیز ابعاد فرهنگی و اجتماعی تأثیرات محیط بر فرد و ویژگی‏های شخصی وی را بررسی کرده‏اند. در ادامه فرآیند کارآفرینی، مدلهای کارآفرینی سازمانی آورده شده است.
2-2 مفهوم کارآفرینی
واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی Entreprendre به معنای “متعهد شدن”2 نشأت گرفته است. بنابر تعریف واژه‏نامه دانشگاهی وبستر3: کارآفرین کسی است که متعهد می‏شود مخاطره‏های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند. واژه کارآفرینی دیر زمانی پیش از آنکه مفهوم کلی کارآفرینی به زبان امروزی پدید آید، در زبان فرانسه ابداع شد. در اوایل سده شانزدهم میلادی کسانی را که در امر هدایت مأموریت‏های نظامی بودند، کارآفرین می‏خواندند. از آن پس درباره دیگر انواع مخاطرات4 نیز همین واژه با محدودیت‏هایی مورد استفاده قرار می‏گرفت. از حدود سال 1700 میلادی به بعد، فرانسویان درباره پیمانکاران دولت که دست‏اندرکار ساخت جاده، پل، بندر و تأسیسات بودند، به کرات لفظ کارآفرین را بکار برده‏اند (Cochran,2004:26).
کارآفرینی، فرآیندی است که منجر به ایجاد رضایتمندی و یا تقاضای جدید می‏گردد. کارآفرینی عبارت است از فرآیند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصر به فردی از منابع به منظور بهره‏گیری از فرصتها. کارآفرینی، خلاقیت و کسب و کارهای مخاطره‏آمیز، سوخت موتور اقتصاد مدرن را فراهم می‏کنند. اهمیت این سه عنصر نمی‏تواند اغراق‏آمیز باشد. کارآفرینان که در رأس کسب و کارهای مخاطره‏آمیزند، در جستجوی فرصت‏ها هستند، و خلاقیت‏ها اغلب ابزاری برای موفقیت آنها تلقی می‏شوند. کارآفرینان به عنصر تغییر به عنوان یک پدیده معمولی می‏نگرند، و همیشه در جستجوی تغییر هستند به آن واکنش نشان می‏دهند و از آن به عنوان یک فرصت، بهره‏برداری می‏کنند. کارآفرینان منابع را از حوزه‏هایی که بهره‏وری پایین دارند به حوزه‏هایی که دارای بهره‏وری بالاتری هستند، تغییر مکان می‏دهند (Dunphy, 2004:1).
کارآفرینی فرآیندی است که در محیط‏ها و مجموعه‏های مختلفی اتفاق می‏افتد و طی آن تغییرات در سیستم اقتصادی از طریق نوآوری‏های افرادی که به فرصت‏های اقتصادی واکنش نشان می‏دهند، رخ می‏دهد که این باعث ایجاد ارزش فردی و اجتماعی خواهد شد
(Echols & Neck, 1998:1).
استیونسون و همکارانش معتقدند که کارآفرینی عبارت از فرایندی است که فرصت‏ها به وسیله افراد (یا برای خودشان یا برای سازمان‏هایی که در آن کار می‏کنند)، بدون توجه به منابعی که در کنترل آنهاست، تعقیب می‏شود (Hurley, 1999:2).
اساساً کارآفرینان و رفتار کارآفرینانه در هر زمینه‏ای یافت می‏شوند، که مهمترین این زمینه‏ها عبارتند از:
1ـ کسب و کار تجاری
2ـ امور اجتماعی، بویژه در پیشگامی‏ها و ابتکارات فردی (معمولاً کارآفرینی اجتماعی نامیده می‏شود) و پیشگامی و ابتکارات بخش عمومی (کارآفرینی مدنی5).
3ـ امور علمی
4ـ امور هنری
5ـ امور ورزشی
6ـ خدمت سربازی و نظام وظیفه
7ـ اموز اکتشافی و ماجراجویانه (Thompson & Geoff & Lees, 2000:5)
کارآفرینی صرف‏نظر از زمینه‏ای که در آن فعالیت می‏کند دارای سه عنصر کلیدی است:
1ـ بینش
2ـ کسی با مهارت‏های رهبری که می‏تواند بینش را به صورت عملیاتی در آورد.
3ـ اراده‏ای که چیزی را بنا کند. در آن رشد کنند و پایدار بماند
(Thompson & Geoff & Lees, 2000:2).


پاسخ دهید